جهات نفسانيه به اين معنى كه مرتبهء روحانيت نبى ، استفاده مىكند انوار عقليه را از روحانيت عقل كلى ، و مرتبهء نفسانيتّش از نفسانيّت او ، و مرتبهء مثاليتش از مرتبهء مثاليّت او ، زيرا كه عالم صغير نوع شريف انسانى ، متعلق است بر عالم كبير همچنان كه مراتب عالم كبير مترتب و متنازل است ، مراتب عالم صغير نيز مترتب و متنازل است تا به عالم جسمى منتهى شود .
از اينجا ظاهر مىشود كه در نزد وحى ، همهء حقايق و اعيان عوالم مترتبه در وجود ، هريك در مقام و مرتبهء خود ، مشاهد و عيان مىباشند از براى صاحب وحى ، به اشراق و حضورى كه لايق آن مرتبه است ، در دفعهء واحده ، بدون تراخى و مهلت و بدون نظر و فكرت .
و بسوى اين لطيفهء ربّانيه اشاره است در صحيفهء الهيّه به كلام معجز نظام
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
« 1 » ، و از بينات است كه ذات اقدس را نزد به معناى مكان متصور نمىباشد « ليس عند ربّك صباح و لا مساء » ، بلكه مراد از نزد او ، قرب معنوى است ، و كمال قرب معنوى در صورتى محقق مىشود كه واسطه در ميان متصور نباشد ، و اقرب به ذات اقدس حقيقت روح اعظم و عقل كلى است .
چنان كه سابقا منكشف گرديد و كلام معجز نظام
« لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى »
« 2 » .
زيرا كه مراد از آيت كبرى و ملكوت اعلى يعنى روح اعظم است .
و كلام معجز نظام
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ
على قبلك » « 3 » ،
« وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ »
« 4 » .
و در نزد حاذق محقق و بصير محدق ، منكشف است كه مراد از نزول ، نزول تجليات روح اعظم است تا منتهى شود به عالم اشباح مثاليه ، چنان كه در حديث سابق مذكور شد كه جبرئيل به حضرت رسالت عرض كرد كه : « در ميانهء خداوند
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ( 18 ) ، آيهء 65 .
( 2 ) . سورهء نجم ( 53 ) ، آيهء 18 .
( 3 ) . سورهء شعراء ( 26 ) ، آيهء 193 و 194 .
( 4 ) . سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 105 .