تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
و لا نبىّ مرسل » . و كلام خاتم اولياء ( عليه الصلاة و السلام ) : « ان رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله - ادخل لسانه فى فّمى ، فانفتح فى قلبى الف باب من العلم مع كل باب الف باب » . يعنى : « پيغمبر خدا زبان مبارك خود را به دهان من گذاشت ، پس گشوده شد از براى من هزار باب از علم ، و گشوده شد از براى من هزار باب ديگر از علم » . و كلام ديگر آن جناب : « هرگاه متمكن مىبودم ، هر آينه حكم مىكردم بر اهل تورات به تورات ايشان ، و بر اهل انجيل از انجيل ايشان ، و بر اهل زبور ، به زبور ايشان ، و با اهل قرآن ، به قرآن ايشان » « 1 » . و امثال اين كلمات كه دلالت مىكنند به اين طريق از علم و معرفت ، از مشكات نبوت و ولايت - لا تعّد و لا تحصى - است و علوم و معارف ملائكه مقربين و ملائكه مدبّرين و انبياء و اولياء به اين طريق حاصل است .

بيان وجوه فرق بين وحى و الهام

بدان‌كه اين قسم از علم و معرفت را نيز دو طريق است يكى را وحى گويند ، و ديگرى را الهام . اول : عبارت است از استفاده علوم و معارف و استفاضه انوار و حقايق ، به جهت اهتزازات علويه ، و جذبات الهيّه ، و اتصالات معنويّه ، از مبدأ فيّاض ، به وساطت نورانيت روح اعظم كه مسمّا به عقل كل است ، با مشاهدهء ملك حامل وحى ، كه از مراتب تنزلات آن روح كلى ، و از جملهء جنود و خادم آن عقل كلى است ، در نشأت مثال كه از برازخ سفليه ، و اشباح مثاليه است ، به حضور اشراقى غيبى نه مجرد خيالى ظلى ، چنان كه جماعتى خيال نموده‌اند . و اين معنا به جهت قوت اتصال به عالم جبروت و شدت ارتباط به عالم لاهوت ، و كمال ارتفاع حجب و استار بشريّه و تمام انقطاع از تعلقات دنيويه و
هامش
( 1 ) . اين كلام را از حضرت اهل معرفت از عامه نقل كرده‌اند « لو بسطت لى الوسادة ، لحكمت بين اهل التوراة . . . الخ » اشاره است اين فرموده به آنكه من از طريق علم لدنى و وهبى كه بالوراثة از حق تعالى اخذ كرده‌ام به جميع كتب سماوى احاطه دارم .