تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
مىبينى كه چگونه مشيت عباد را مترتب ساخته‌اند بر مشيت خود ، يعنى مشيت دارند و ليكن مشيت ايشان فرع و تبع مشيت اطلاقى اللّه تعالى است كه مستجمع جميع صفات و كمال است ، متفطن و متلطف باش كه در عين سلب مشيت ، اثبات مشيت فرموده و در عين اثبات مشيت ، سلب نموده است . و مىبينى كه چگونه « رمى » را در عين اثبات سلب و در عين سلب اثبات نموده است . و تدبر كن از كلام معجز نظام حق اول :
« ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ، وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ »
« 1 » . يعنى : « آنچه كه مىرسد ترا از حسنه و خير ، پس از جانب خداست ، و آنچه كه مىرسد ترا از سيّئه و شرّ ، پس از جانب نفس خود است » . و در كلام معجز نظام :
« قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ »
« 2 » يعنى : بگو همه از جانب خدا است . مىبينى كه چگونه اثبات كرده است از براى خود آنچه را سلب نموده است . اول اشاره است به اين‌كه صادر از ذات اقدس مبدأ اول اولا و بالذات فعل مطلق و وجود اطلاقى است كه اصلا شرّيت ندارد . و دوم اشاره به ساير مراتب وجودات است كه در مراتب طول و عرض و صعود و نزول واقعند و محدودند به حدود ماهيات و مقيدند به قيودات نشآت قصورات ، و به اين جهت ناشى شده است از آنها شرور و سيئات . و به عبارت ديگر مىگويم : منشأ شرّ در خصوصيت وجوديه نيست و محال است اين‌كه منشأ شرور و سيّئات باشند مگر بالتبع و بالعرض . و متفطن باش و بدان‌كه : ذيل اين كلام طويل است و در اين وجيزه نمىگنجد ، و اگر ميلى به بسط و تفصيل باشد به لمعات الهيه رجوع كن كه با بسط وجوه در آن كتاب مستطاب مذكور است . و به اين لطيفهء ربّانيّه نيز اشاره است در كلام مشكات ولايت : « لا جبر و لا
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ( 4 ) ، آيهء 79 . ( 2 ) . سورهء نساء ( 4 ) ، آيهء 78 .
انوار جليه در كشف اسرار حقيقت علويه (فارسى) — صفحة 110 | ملا عبد الله مدرس زنوزى