و سرّ اينكه خاتم اوصياء ( عليه التحية و الثناء ) فرمودهاند : « انا يد اللّه المبسوطة على عباده بالمغفرة و الرحمة » و معناى كلام شاعر :
اسد اللّه در وجود آمد * در پس پرده هرچه بود آمد
بيان انكشاف آن است كه مكرر مذكور گرديد كه : اين مرتبه از وجود مرتبهء ولايت مطلقه و ولايت مطلقه مقام خاتم انبياء و خاتم اوصياء ( عليهما السلام ) است ، و ولايات ساير انبياء و اولياء ، عكوس و اضواء و رشحات و اظلالاند از آن ولايت اطلاقيه و خلافت كل .
و لهذا در حديث قدسى وارد است « لولاك لما خلقت الافلاك » ، و در كلام مشكات ولايت وارد است « نحن صنائع اللّه و الخلق بعد صنايع لنا » .
تفاوت نيست اينكه لام « لنا » لام غايت باشد يا لام تعليل ، زيرا كه در نزد بصير محقق ثابت و منكشف است كه فاعل بالذات غايت بالذات ، و غايت بالذات فاعل بالذات است .
لهذا صاحب شفاعت كبرى در مقام « محمود » مىباشند و اكابر و اعاظم انبياء در قيامت كبرى به شفاعت ايشان متمسك و متمثل مىشوند .
متفطن باش و بدانكه : با وجود اين معنى ترتيب در ميانهء موجودات در مراتب نزول و صعود ، به حال خود باقى و كثرات « لا تعد و لا تحصى » در موجودات عالم امكان به حسب طول وجود و عرض وجود ثابت است ، بلكه علاوه بر كثرت و غيريت ، تقابل و تنافى نيز در ميانهء بسيارى از موجودات واقع است . يكى ملك است و ديگرى شيطان كه در منزلهء دو نقطهء متقابلند ، يكى آب است و ديگر آتش كه در دو طرف تقابل و تنافى واقعند ، يكى انسان كه زينت عالم امكان است و جامع جميع كمالات اكوان است ، و ديگرى وجود امتدادى جسمانى كه ميّت محض و قوهء صرفه است ، يكى فلك است كه در غايت علوّ و نهايت احكام و ديگرى عنصر است كه در غايت انخفاض و نهايت انكسار است
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »
« 1 »
« لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا
به مثله
مِداداً »
« 2 » .
متلطف و متجرد باش كه دقيق المسلك و صعب المنال است ، فهم كنهش كما
هامش
( 1 ) . سورهء الرحمن ( 55 ) ، آيهء 29 .
( 2 ) . سورهء كهف ( 18 ) ، آيهء 109 .