و غنيمت شمار اين نحو از نظم و ترتيب ، و اين قسم از تحقيق و تدقيق و اين باب از كشف و بيان و اين فصل از توضيح و تبيان را كه از عنايات ازليّه و الهامات غيبيّه و موهبت ربّانيّه و تفضلات الهيّه است .
و ذو العينين باش تا ثنوى و مانوى نباشى ؛ كه اهرمن را شريك يزدان نمودند .
و يهودمذهب نباشى ، يعنى بگويى :
« يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ »
« 1 » و معتزلى - مسلك نباشى كه براى خداوند احد در فياضيت استقلاليه و قيوميت استبداديه شركاء ثابت نموده ، فياضيت عامه و قيوميت مطلقهء او را محدود گردانيدند .
و در حقيقت به « انقلاب حقايق امكانيه به وجوب ذاتى » قايل شدند زيرا استقلال در ايجاد ، فرع استقلال در وجود و استقلال در وجود مساوق وجوب وجود است .
و تا اشعرى نباشى ، يعنى بگويى : كه ذات اقدس خداوند احد ، مباشر حركات و تحريكات و مزاول شرور و سيّئات است و در حقيقت قائل شوى كه ذات اقدس ، قوهء جسمانيه و طبيعت هيولائيه است . زيرا كه برهان محكم البنيان و حجت شديد الأركان قائم است به اينكه مبادى حركات و تحريكات ، قواى متجدده جسمانيه و طبايع متغيّره هيولائيّه است و ذوات كريمه قدسيه و وسايط كليهء الهيه را معطل گردانى ؛ بلكه تعطيل در وجود ثابت كنى ، و ذات اقدس خداوند يگانه فاعل افعال قبيحه و اعمال شنيعه بداند و در حقيقت منكر شرايع حقّه و حكم الهيه باشى « خذ لهم اللّه و أخزاهم ، و جعل النار مثواهم و مأواهم » .
اشاره به بيان معنى حقيقت
بعد از شناختن اين جمله از شارقات و لمعات بيّنات واضحه و براهين ساطعه بدانكه : حقيقت به معناى ثابت است ، و ثابت اولا يا ثابت بالذات است يا ثابت بالغير ، و ثابت بالذات يا ثابت بالذات و للذات است ، و يا ثابت بالذات است نه للذات .
مراد از ثابت بالذات و للذات آن است كه نفس ذات مصداق و محكوم عليه
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 74 .