ذاتش بعينها جهت ارتباط است به مبدأ اول ، و به او مرتبط مىشود ساير هويات و انيات به جاعل حقيقى و فاعل سرمدى . لهذا گاهى تعبير مىكند از او به قيوميت و فياضيت ، و گاهى به صنع و ابداء ، و گاهى به ايجاد و احداث ، و گاهى به مشيت و گاهى به رحمت واسعه و نسبت سوائيّه و گاهى به حقيقة الحقايق و نور الانوار نسبت به ساير حقايق و انوار وجوديه .
و بسوى اين دقيقهء لطيفه اشاره است در صحيفهء الهيه
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ »
« 1 » ،
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
« 2 » .
يعنى : « برمشيت ازليه مرتب است امر كه عبارت از قول كن است و بر قول كن مترتب است وجود اشياء » .
مراد از قول كن جهت ارتباط اشياء است به مبدأ اول ، نه لفظ كاف و نون چنان كه از ابو الحسن ( عليه السلام ) مروى است كه فرمود به صفوان بن يحيى در مقام بيان ارادهء اضافيه و مشيت ثانيه : « فارادته احداثه لا غير ذلك » .
يعنى : « ارادهء خداوند عالم احداث و ايجاد اوست مر اشياء را نه غير اين » .
و نيز فرمودهاند : « فارادة اللّه الفعل لا غير ذلك ، يقول له كن فيكون ، بلا لفظ و لا نطق بلسان » .
يعنى ارادهء خداوند عالميان مرفعل را اين است كه مىگويد فعل را موجود باش ! پس موجود مىشود بدون لفظى و بدون نطق به زبانى . و چگونه مىشود كه مراد كاف و نون باشد با وجود اينكه كاف و نون نيز از اقسام فيكون است ، پس دور يا تسلسل ثابت مىشود .
و به اين لطيفهء الهيه نيز اشاره است كلام صادق آل محمد ( عليه السلام ) :
« خلق اللّه الاشياء بالمشية و خلق المشية به نفسها » .
و كلام على بن موسى الرضا ( عليه السلام ) : « خلق اللّه الصنع و خلق الاشياء بالصّنع » .
متفطن باش و بدانكه : از اينجا ظاهر مىشود سرّ توحيد در صفات اضافيه
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيهء 156 .
( 2 ) . سورهء يس ( 36 ) ، آيهء 82 .