تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
بالذات وجود صرف ، و صرف وجود است و تام ، بلكه فوق التمام است در شدت و قوت وجود و كمالات وجود ، غيرمتناهى بلكه فوق غيرمتناهى است به عدّهء غيرمتناهى ، و نيز محقق گرديد كه ماهيات ممكنات در حد انفس خود از موجوديت عارى و از كمالات موجوديت خاليند ، و نيز منكشف گرديد كه وجودات امكانيهء حقايق تعلقيّه و حيثيات ارتباطيه‌اند ، هالكات الذوات و قاصرات الانياتند ناقصات الحصولات ، فانيات الهوّياتند ؛ نسبت آنها به مفيض خود نسبت ضعف به شدت ، و نسبت نقص به كمال و نسبت فقر به غنا ، و نسبت سايه به شخص است ضعف را چه مناسبت با شدت است ، نقص را چه مشاركت با كمال است ، و فقر را چه اتحاد با غنا است .

اشاره به اينكه نسبت وجودات ممكنات به وجود واجب الوجود نسبت نيستى به هستى است

پس چگونه اشتراك در ميانهء نقص و كمال و مناسبت در ميان فقر محض و غناى محض ، و اتحاد ( 84 ) در ميان تام صرف و قاصر صرف متصور مىتواند شد ، پس نسبت حقايق امكانيه و وجودات تعلّقيّه به حقيقت وجود صرف نسبت نيستى به هستى است ؛ به اين معنى كه هرگاه او وجود است ، پس اينها در جنب او در منزله عدمند ، و هرگاه او شىء است ، پس اينها در نزد او لاشىءاند ، و بر اين قياس است ساير نعوت كليّه و اوصاف كماليّه
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
، « ليس فى الدار غيره ديار » .
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 78 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)