نماند ، و بدانكه از تأمل در اين بيان و برهان منكشف مىگردد كه نظام هر نوعى از انواع كاينات و مبدعات ، بلكه نظام هر شخصى از اشخاص سفليات و علويات اتمّ و اعلاى نظامات و اشرف و اكمل فيوضات است نسبت به ماهيت او ، و نسبت به مادهء قابلهء او ، و فى كل بحسبه ، و لنعم ما قيل :
دهندهاى كه به گل نكهت و به گل جان داد * به هرچه آنچه سزا بود حكمتش آن داد ،
پس آنچه از ماهيات و از اشخاص مندرجه در تحت آن ماهيات و از اشخاص مندرجه در تحت آن ماهيات مشرّف به تشريفات فيوضات الهيّه ، و مزيّن به زينت لآلى خيرات وجوديه نشدهاند ، و يا نخواهند شد ، و يا به تشريف اكمل و اتمّ از آن فيوضات مشرف نگرديدهاند ، از جهت قصور قوابل و نقصان ماهيت است ، نه از قبيل مفيض خيرات مفيد كمالات . و لنعم ما قيل :
هر چه هست از قامت ناساز بىاندام ماست * ورنه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست .
از اينجا ظاهر مىشود سرّ عدل كه يكى از اصول خمسه است ، و او عبارت است از وضع هر شىء در موضع خود كما ينبغى و على ما ينبغى . چنان كه در صحيفهء الهيّه وارد است و ما ربّك بظلّام للعبيد . مىبينى كه چگونه مرتب ساخته است نفى ظلم را بر ربوبيت ، و او عبارت است ( 563 ) از افادهء كمالات اوّليه و ثانويه و افاضهء فضايل جبليّه و كسبيّه .
يعنى چگونه متصوّر مىباشد ظلم از پرودگار تو كه افاضه كرده است بهر چيزى آنچه