تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥

تمهيد چهارم :

اشاره به آنكه نظامى در عرصهء وجود اتم از نظام موجود بل مكافى آن ممكن نبود و الّا لازم آيد اتم واجب الوجود يا مماثل آن جناب يافت شود .

بدانكه نظام عالم امكان از عقل تا به هيولاى اولى صعودا و نزولا اتمّ نظامات وجوديه امكانيه بود ، و اكمل فيوضات ممكنة الصدور از مبدأ فياض باشد ، و نظامى اتم از او ، بلكه مكافى او نيز ممكن الصدور نباشد ، و اين مطلب متفق عليه ارباب عقل و معقول بود ، و بر او اقامهء برهان فرموده‌اند ، و نگارندهء حروف سه برهان بر اين مطلب بيان مىكنم . يكى از آن سه برهان ، برهانى بود كه والد علامه در لمعات الهيه به اين عبارت فرموده است ، محقق گرديد كه واجب الوجود بالذات ، واجب الوجود من جميع الجهات و الحيثيات است . پس بايد قوت و قدرت او غيرمتناهى و فياضت و قيوميّت او اطلاقى باشد ، تا جهت امكانى يا امتناعى در ذات اقدس او محقّق نباشد . پس بايد فيض وجودى شامل نظام مفروض نيز باشد . زيرا كه از جملهء جهات ، جهت ايجاد و قوميّت او است ، به تقريز ديگر مىگويم كه هرگاه نظامى اتمّ از اين نظام در حيز امكان باشد ، و فيّاضيّت و قيوميّت شامل او نباشد ( 562 ) عجز و ناتوانى در قيوميّت ثابت باشد ، و تحدد و قصور در فياضيّت لازم مىآيد ، زيرا كه قصور و نقصان يا از جهت فاعل مفروض اين است كه از جهت قابل نيست . پس بايد از جهت فاعل باشد ، و اين معنى منافى صرفيت قدرت ، و مناقض واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است . متذكر باش لمعات سابقه را تا مجال تأمل و مقام توقف
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 485 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)