تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
در او ، و مقوم ذات او بر وجه بساطت . يعنى تمام حقيقت او بود در مقا او . پس اين مقام از وجود سارى در همهء وجودات و موجودات باشد ، و به جعل او ( 420 ) جميع وجودات و موجودات مجعول شوند ، و اين مقام اطلاق ملازم سريان را ولايت مطلقه ، و ولايت كبرى نامند . و لنعم ما قيل : اسد الله در وجود آمد - در پس پرده هرچه بود آمد .

تفريع انتقادىّ

اشاره به آنكه مراد اهل كشف كه گويند حقيقت وجود نه مطلق باشد نه مقيد ، نه عام و نه خاص نفى و اطلاق و تقيد وجودى بود نه ماهوى

از اينجا ظاهر و منكشف شود كه در نظام وجود ، هم كثرت در سنخ وجود بود هم وحدت ، لكن كثرت به وجه اعلى و صعود عين وحدت باشد ، آن نحو از عينيت كه مفاد حمل اوّلى بود در ماهيات ، و وحدت به نحو ادنى عين كثرت بود ، نه آن نحو از عينيت كه مفاد حمل اوّلى باشد ، علا بحوله ودنى بطوله التوحيد ظاهره فى باطنه و باطنه فى ظاهره . عال فى دنّوه و دان فى علوّه . نگارندهء حروف در خطبه كه از منشأت او بود ، در اين مقصد عالى چنين انشا كرده است : دنى من كل شىء بر بوبيته فلم يخل عنه شىء و علا عن كل شىء بصمديته فلم يعزب عن علمه شىء فهو القريب من كل شىء لا بحلول فيه و هو بعيد عن كل شىء لا بغفول عنه .

تكملة

اين اطلاق و سريان كه در لا به شرط قسمى ذكر يافت و هم تحدد و تقيّد در به شرط شى ، و هم تقدس و تنزّه در به شرط لا از اصل حقيقت وجود كه لا به شرط مقسمى بود ، خارج باشد ، به