باشد به صورت وحدت ، بىشوب كثرت ، بهطور جمع بدون جهتى از جهات فرق به نهج وجوب ، بىآلايش سمات امكان ، و جهات حدثان به بساطت ، بدون وجهى از وجوه تجرّى ، و انقسام در عين وجودى اقتضاى ذاتى حق اول متحقق باشند .
تبصرة ربوبيه :
اشاره به اينكه وجود لابشرط را در حقيقت وجود سه مقام باشد .
از اينجا ظاهر و منكشف مىگردد كه وجود لا به شرط را در حقيقت وجود سه مقام بود ( 419 ) . يكم مقاميكه او را در نظام وجود بود كه به حسب آن مقام از مقام به شرط لا متأخر و بر مقام به شرط شىء متقدم باشد . دوم مقامى كه او را بود در وجود به شرط لا كه او را وجود صرف و وجود بحت نامند بر وجه رقيقت و صعود ، يعنى به نحو اعلى و بهطور صرافت و به نهج واحديّت به وحدت حقه حقيقيّه منزّه از مقامى كه او را در نظام وجود به حسب عين وجودى خود باشد . سيم مقامى كه او را بر وجه حقيقت و نزول و سريان در حدى از حدود وجوديهء امكانيهء بالذات و با حدى از حدود عدميه و يا ماهويهء مناسبت آن حد باشد . به خلاف لا به شرطيكه در ماهيات اعتبار كنند . زيرا كه او را مقامى خاص به خود با اتصاف به وصف لا بشرطيت با قطع نظر از مقام به شرط شى و به شرط لا نباشد ، بلكه در تحقق تابع به شرط شىء و به شرط لا بود ، و هم در بابت جعل تابع و مجعول به جعل هريك از اين دو باشد ، و در سنخ وجود چنان كه ذكر كرديم لا به شرط را در نظام وجود مقامى بود خارج از مقام به شرط لا و متأخر از او ، و منبعث از او ، و مجعول بالذات او ، و مقدم بر به شرط شى و سارى