تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
بِالْبَصَرِ
. تصريح به اين نحو از وجود بود ، و كلام امام هدى ابو الحسن الرضا عليه الاف التحية و الثناء كه به صفوان بن يحيى در تحقيق ارادهء فعليهء اضافيه فرموده است : « فارادته احداثه لا غير » ، و هم آن بزرگوار فرموده است : « فارادة اللّه الفعل لا غير ذالك يقول له كن فيكون بلا لفظ و لا نطق بلسان » ، و كلام امام ناطق به حق و ولى مطلق صادق آل محمد صلوات اللّه عليه « خلق اللّه الاشياء بالمشيّه و المشية بنفسها » و هم كلام على بن موسى الرضا عليه السلام ( 403 ) « خلق اللّه الصنع و خلق اللّه الاشياء بالصنع » بيان حكم همين مرتبه از وجود باشد .

بشارة :

از اين اشارات اولياى معرفت را بشارتى آيد كه حق اول - جل جلاله - منزه بود از اينكه عالم و آنچه در عالم باشد ، بلكه ممكنى از ممكنات با او موجود باشد ، نه در مربتهء وجود او و نه در مرتبهء متأخره از وجود او در نظام وجود ، امّا حق تبارك و تعالى پس با عالم و با هر جزوى از اجزاى عالم موجود بود ، نه بر وجه تشبيه ، يعنى اختصاص و تعليق و تقيّد ، بلكه بر وجه اطلاق . پس حق با آنكه منزّه بود از مكان ، موجود بود در هر مكان نه بر وجه تقييد و تطبيق و با آنكه منزّه بود از زمان ، موجود بود در هر زمان نه بر وجه اختصاص و تلعيق تا آنكه تشبيه محض لازم آيد ، با آنكه در هيچ زمان و مكان نبود ، لكن نه بر وجه مباينت صرفه و مفارقت محضه تا آنكه تشبيه نيز لازم ايد . چنان كه كمان كسانى بود كه از علم به قواعد حكمت الهيّه عاريند ، و گويند كه واجب الوجود - جل جلاله - مطلقا مجرد بود از معيّت با اشياء ، و گويند مراد از معيت در كلام مجيد الهى هو معكم اينما كنتم معيّت به حسب علم بود قبل از ايجاد ، و قدرت بر ايجاد باشد به معنى توانائى ذات بر ايجاد كه هر وقت كه بخواهد ايجاد كند تواند ، يعنى صحت صدور و لا صدور كه ملازم قوهء انفعاليه بود ، و علم فعلى سارى و قدرت