تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
به وجه نزول بدون آنكه تجافى كند از مقام قدس خود در مرآت ذات مجعول بالذات ، و جلوهء او باشد در مظهر و مجلاى او ، پس مشاهده مرتبط در مرتبهء مشاهده ربط بود به آن جهت كه ربط به

اشاره به مثل ادراك واجب الوجود تعالى به وجه به علم حضورى اشراقى

او بود ، و از او حاكى باشد ، نه در مقام مرتبط اليه و درجهء او ، چنان كه از يعقوب بن اسحق كندى مترجم كلمات معلم اول - قدس سرهما - منقول بود به اين عبارت : « اذا كانت العلة الاولى متّصله بنا « 1 » لفيض [ ها ] علينا و كنا غير متّصلين بها الّا من جهة ، فقد يمكن فينا ملاحظتها على قدر ما يمكن للمفاض عليه أن يدرك المفيض فيجب ان لا ينسب قدر احاطتها بنا الى قدر ملاحظتنا لها لانّها اغزر و اوفر استغراقا » . يعنى چون علت اولى ( 110 ) و مبدأ وجود - جل جلاله - متصل باشد به ما از آن‌رو كه بر ما افاضه كند ، و ذوات ما و كمالات ذوات ما به افاضهء او بود ، بلكه به وجهى نفس افاضهء او باشد ، و ما متصل نيستم به او مگر از آن راه كه او به ما متصل باشد ، و آن راه افاضهء او

اشاره به اينكه مفاض عليه مفيض خود را ادراك نتواند كرد مگر به قدرى كه مفيض به او افاضه كرده است .

باشد بر ما ، پس گاهى ممكن باشد ، در بعضى قواى ما كه او را ملاحظه كنيم ، لكن به قدريكه مفاض عليه تواند مفيض را ملاحظه كند ، يعنى به اندازهء افاضه او بر او ، و بر اندازهء مرتبهء خود در قبول افاضهء او ، نه به اندازهء مرتبه و مقام او ، پس واجب باشد كه نسبت ندهيم اندازهء احاطهء او را به ما به اندازهء ملاحظهء ما او را ، زيرا كه احاطهء او در استيعاب و شمول
هامش
( 1 ) - در اصل بدايع لفيضه كه از نظر نحوى اشتباه مىباشد و تا آخر مطلب
بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 103 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس)