بديعة صمديه فى كلمة نبويه :
به اين مقصد اسنى و مطلب اعلى ، خاتم رسل و عقل كلّ ، معدن حكمت و معرفت صلوات اللّه عليه و إله ، تصريح فرموده به
اشاره به معنى كلام نبوت نظام ما عرفناك حق معرفتك
كلام نبوت نظام « ما عرفناك حقّ معرفتك » زيرا كه حق معرفت هر شىء ادراك او بود به كنه حقيقت او .
بدانكه در اين كلام شريف چنان كه مشهور بود ، حق معرفت را منصوب خواندهاند ، و معنى چنين مىشود كه ما نشناختيم تو را به حق شناختن تو ، و از آنجا ك كلام خاتم انبياء بود ، به ملازمت دلالت كند بر اينكه هيچيك از روحانيين و ملكوتيين و جسمانيين خداوند - جلّ و علا - را به حق معرفت نتواند شناخت ، لكن نفس اين كلام دلالت نكند بر اين معنى ، زيرا كه اگر از غير آن بزرگوار صادر شود ، در نظر جليل جمهورى محتمل بود كه كسى كه معرفت او ( 108 ) اتم از قائل باشد ، خداوند احد صمد را به كنه ذات و حق معرفت تواند شناسد ، و اتم از معنى مشهور اين بود كه گوئيم : « حقّ معرفتك » مرفوع بود ، چه خبر باشد ، يا مبتداى مؤخر و كلمهء ما در ما عرفناك موصوله باشد ، نه نافيه زيرا كه در اين صورت معنى چنين مىشود كه حق معرفت تو اين بود كه اعتراف شود به اينكه حق معرفت تو از براى ما حاصل نباشد ، و ما عاجزيم
اشاره به اينكه ادراك واجب الوجود - جل و علا - به وجه ممكن شود اگرچه به كنه محال باشد
از حق معرفت تو و اين معنى صريح بود به اينكه حق معرفت خداوند - جل و علا - از براى احدى ممكن نباشد ، اگرچه در نهايت مقامات معرفت باشد ، تأمل نما كه خالى از دقت و