تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
صفات واجب زائد بر ذاتش است و تعدد جهت هم لازم نمىآيد زيرا كه تعدد جهت مبتنى بر قبول معنى انفعال و تجدد بود نه به معنى مطلق اتصاف ، پس استدلال مستدل بر عينية تمام نشد به احتمال مزبور كه قبول به معنى مطلق اتّصاف شد ، زيرا كه بنابراين احتمال كه قبول به معنى مطلق موصوفيت باشد تعدد جهت لازم نمىآيد كما فى لوازم البسائط كه آنجا نيز چنين است . و اين قائل احتمال ديگرى در مقابل احتمال آخوند مىاندازد تا مطلب مستدل ثابت بشود كه مراد از قبول همان معنى است و مىگويد كه اين كلام تو مبنى است بر اينكه از براى بسائط لوازمى باشد احتمال دارد كه هيچ لوازم نداشته باشند و لذا تعدد جهت لازم نمىآيد و لوازم همان ماهيات مركبه است و آنجا قابل و فاعل محتاجند به تعدد جهت لا محالة پس ايراد تو به مستدل در غير محل است . [ 219 ] قوله « قلنا . . . » « 1 » حاصله ان كل مركب لا بد و ان ينتهى الى بسيط لا محالة و كل بسيط ليس خال عن اللازم و لا اقل من كونه امرا او شيئا او واحدا او موجودا . [ 220 ] قوله « و اما ثانيا . . . » « 2 » غرضه ان كل حقيقة مركبة لها وحدة لا محالة و الا مركب نمىشود . [ 221 ] قوله « و العشرة عشريتها . . . » « 3 » مثلا لوازمى كه از براى عشرة است اين است كه آنها نصف العشرين و ثلث الثلاثين و ضعف الخمسة و ربع الاربعين و خمس الخمسين الى غير ذلك و شكى نيست اين لوازم به همان جهت وحدتش از براى او ثابت است نه مطلقا زيرا كه همه اينها از اجزاء صحت سلب دارند ، زيرا كه هر آحادى از وحدت نصف العشرين نيستند ، پس علة اين لوازم نيست اجزاء عشرة و الا مىبايست اين عليت از براى آنها باشد ، قبل از اجتماع اجزاء نيز و قابل نيز احد اجزاء عشره نيست پس ثابت شد كه فاعل اين لوازم و قابل اين لوازم همان نفس مجموع من حيث المجموع از افراد است كه نفس عشره باشد .
هامش
( 1 ) . 70 / 25 . ( 2 ) . 71 / 2 . ( 3 ) . 71 / 3 .
مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى) — صفحة 336 | آقا على مدرس زنوزى طهرانى (حكيم مؤسس) / محسن كديور