و همچنين لازم آيد كه آنچه فصل است بحسب فرض فصل نباشد زيرا كه ذاتيات منتزعات بالذات و عرضيات منتزعات بالعرضند و معنى مركب از منتزع بالذات و منتزع بالعرض منتزع بالذات نيست پس اگر فصلى مركب از عرض عام باشد يا بايد آن فصل فصل نباشد و يا عرض عام بالذات منتزع و جنس باشد و هر يك از اين دو خلاف فرض است . « 1 »
[ 14 ] قوله « و هرگاه ذات مخصوصه . . . » « 2 »
و احتمال آنكه ذات مخصوصه وراى ذات موضوع باشد منافى است با وضع حمل چنان كه مخفى نيست و از اين جهت او را ذكر نفرمودهاند . « 3 »
[ 15 ] قوله « بر تقدير موجوديت وجود نيز . . . » « 4 »
بر اين تقدير هم در موجوديت ماهيت كلام است زيرا كه اتصاف مطلقا مستلزم تقدم موصوفست در ظرف اتصاف ، خواه قيام صفت قيام انضمامى باشد يا انتزاعى ، پس كلمهء « نيز » در كلام والد علامه بملاحظه آنكه مقام جدلى است ذكر شده است ، متدبر باش . « 5 »
[ 6 - تمثيل فيه توضيح ]
[ 16 ] قوله « بطلان هر دو به تفصيل تمام ذكر يافت . » « 6 »
علاوهبر اين از جمله بديهيات است كه ما بالعرض بايد بما بالذات منتهى گردد و الّا ما بالعرض متحقق نخواهد بود . « 7 »
[ 11 - شك و تحصيل ]
[ 17 ] قوله « و مراد از اينكه وجود نفس خود . . . » « 8 »
هامش
( 1 ) . م / 49 .
( 2 ) . 62 / 1 .
( 3 ) . م / 49 .
( 4 ) . 63 / 9 .
( 5 ) . م / 51 .
( 6 ) . 64 / 8 .
( 7 ) . م / 51 . اين تعليقه در لمعات مطبوع از قلم افتاده است .
( 8 ) . 66 / 10 .