تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
شدند من موافقت نميكردم چون بناى ماندن نداشتم و نيت خود را اظهار نميكردم به تعلّلاتى مدافعه ميكردم تا زمستان رسيد كه وقت ساختن نيست . باز اينجا ملاحظه كن كه آن سختيها و مرارتهاى نجف كه مرا بر صبر و تحمل تمرين داده بود و خوى بى هوائى و مجاهده در دين و بىطمعى را در من اثر گذاشته بود چه تأثيرى داشت و چه اثرى از من ابراز دشات با اينكه در آنوقت عائله سنگينى بر عهده ممن شده بود و تهيهء مصارف چهارده نفر را بايد بكنم و با اينكه وارد به كار نبودم هيچ مرا متوحش نكرد و فكرم از جهت توجه بدين و ديانت مردم مصروف بخودم نشد آنها را هيچ به حساب نميآوردم و جزء غمم نبود تمام همتم به بر گرداندن مردم بود بدين و ديانت و از آنجا كه مردم جدّ و جهد مرا براى ترويج دين ميديدند و غمخواريم را حس ميكردند و بيغرضى و بىطمعيم را نسبت به خود احراز كردند و بىهوائيم راجدّا خ خ در مييافتند و بيملاحظه‌گى