بيدينى در آنمحل بود و بعد از فسق و فجور و بيدينىها از ايشان گرفته شده بو اول همه آب قناتشان كم شده بود كه در نتيجه محصولشان كم بود بركت از باغات و سر درختىها رفته بود در ختها آن ميوه سابق را نميداد بسيارى از ميوهها از ايشان رخت بربسته بود از قبيل هلو و زردآلو بندرت يافت ميشد انگور آنقدر فراوان بود كه شيره و كشمش ميكردند بواسطه فروختن بشرابفروشان چنان شده بود كه براى خوردن از جاهاى ديگر ميآوردند خربزه محولات در همه جا بنام است و خربزه محل ما بر خربزه همه آن نواحى ترجيح دارد ما كه رفتيم ميگفتند چند سال است خربزه نميشود همه را آفت مىزند كمى هم كه ميماند مانند سنگ مىشود قابل خوردن نيست حتّى ما هم در آنسال با اينكه خودمانرا وعدهء ميداديم كه پس از چند سال خربزه وافرى خواهيم خورد چيزى نديديم چند عددى از جاى ديگر بدست آورديم عنّاب يكى از محصولهاى مهم آنجابود و درختهاى كهن داشت
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 215
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٢١٥