تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
خودم پيش‌آمد ميكرد صلواة مسافر وسيلة النجاة آية اللّه اصفهانى را حاشيه نمودم كه در موقع حاجت به آن مراجعه كنم از سال ششم هرچه درس ميرفتم بعنوان اين بود كه شايد بعضى از نكته‌ها و دقايق از اساتيد استفاده كنم و الّا خود را مستغنى ميديدم و بيشتر در تأليف ميكوشيدم در سال پنجم اجازه اجتهاد كتبى از مرحوم آية اللّه اصطبهباناتى گرفتم در سال هفتم اجازه كتبى از مرحوم آية اللّه داماد گرفتم كه به خط خود نوشته و خود ايشان همانرا بنزد مرحوم آية اللّه اصفهانى برده و ايشان امضاء فرمودند و هم به نظر مرحوم آية اللّه عراقى رسانيدند ايسان نيز امضاء فرمودند موقع حركت به ايران مرحوم آية اللّه شاهرودى به منزل من تشريف آوردند و همانجا به خط مبارك خود نيز اجازه اجتهاد نوشتند من چون نظرى به اجازه نداشتم زيرا كه اگر كسى مجتهد نباشد اجازه او را مجتهد نميكند و اگر باشد اجازه اثرى ندارد لهذا پى تكثير اجازه نرفتم