و مكاسب و كفايه كه براى ما گفتند ديگر سطح نگفتند شبها خارج اصول ميگفتند و روزها خارج طهارت اين درسها را مطالعه ميكردم و مينوشتم و كتابهاى لازم را مطالعه ميكردم و از خود تحقيق ميكردم شروع كردم بنظم علم اصول شبها كم ميخوابيدم بعضى شبها تا صبح بيدار بودم تدريس هم ميكردم بعضى اوقات ميديدم درسها و بحثها و درسهائى كه خود ميگفتم بچهارده ميرسد تعطيلى براى خود قرار نداده بودم هرچه از دروس را كه به نوشتن آن نميرسيدم پس از درس مختصرش را ياد داشت ميكردم و در پنجشنبه و جمعه يا تعطيلىهاى ديگر كه برخورد ميكرد مينوشتم در تابستان شبها پشت بام نميرفتم كه بار كتاب با خود نكشم روزها بسرداب نميرفتم با گرما ميساختم گاهى در حوض ميرفتم و چند ساعتى بدنم سرد ميشد و مشغول كار بودم گاهى طشت آب مى گزاردم و لخت ميشدم در طشت مينشستم و مشغول كار بودم بطورى بود كه در مدرسه در زحمتكشى و درس و
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 170
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٧٠