را ميبينيم بسيار متتبّع و با اطلاع امّا در جهت فهم ضعيف است گاهى كه از خود سخنرانى مىكند معلوم مىشود كه چه استفادههاى موهونى كرده گرچه با عبارات بديعانه قلمفرسائى كره بالأخره بين علم و فهم فرق است و براى اجمال همين اندازه كافى است و فعلا خ خ مجال تفصيل آن نيست .
حال ميگوئيم اگر مقصود از علم همان علم درسى است يعنى فراگرفتن دروس و فهميدن همان مقروّات و مسموعات البته اين علم بستگى به سختى و تنگى معيشت ندارد تنها بستگى دارد بسعى و كوشش و جديّت و دقت را ببطالت نگذارندن خواه با عيش و نوش و رفاهيّت عيش باشد و خواه با سختى و مضيقه بلكه با بيمبالاتى در امر معاش و بيورعى در مصارف نيز ممكن الحصول است بلكه با بيدينى و بىايمانى نيز ميسور است يعنى دين و ايمان هم در حصولش شرط نيست چه رسيد بجهات ديگر كافر و خارج از دين هم مىشود همين دروس
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٤٠