هم چون كارش بذلّت كشيد طاقت نياورد و از خدا درخواست نمود ، و ربّ انّى مسّى الضّرّوانت ارحم الرّاحمين ، گفت موسى عليه السلام گفت ، ربّ انّى لما انزلت اليّمن خير فقير ، از اينجا مطلب را دقيقا خ خ فهم كن كسى كه از امام عليه اسلام در امرمعاش خود درخواست نميكند بلكه از خدا نيز رفاهيّت مسئلت نميكند با اينكه اين منافى با عزّت نفس نيست عزّت نفس با مخلوقين است ديگر متوقّع هستى كه موافق مشى طلّاب مشى كند و بمراجع شكوه كند يا اظهار كند كه غلامان امام ع حساب ميشوند يا بوسائط ديگر كه مادون مراجعند متشبّث مىشود ، هيهات ، هيهات اين همّت و اين نظر تاكنون هم كه هستم با من هست و اما مسئله بستگى علم به سختى بايد دانست كه علم دو علم است يكى علم سطحى يعنى هرچه ميخواند و درس ميگيرد همانرا فراگيرد و ضبط كند و بتواند تقرير كند و كتبى كه در آنموضوع است تسلّط بر فهم آنها پيدا كند و اين علم كسبى است و كسب آن به همان
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٣٨