بواسطه تعفّف و تعزّز است و حاضر نشدن بتملّق و آبرو ريزى و تشيّث ببعضى از تمهيدات و مقدمات .
كسانى كه ميخواهند با طلبگى و نداشتن راه معاشى از خود خوشگذارنى كنند و هميشه خوشلباس و خوش نوش باشند ناچارند از بىمبالاتى در دو جهت تقوى و تعفّف و الّا بوجه ديگر ميسّر نميشود و آثار بيمبالاتى نه تنها ايشانرا از علم فهمى محروم مىكند بلكه از همان علم درسى هم محروم ميشوند نوعا خ خ موفّق به همان علم هم نميشوند چند سالى در حوزه ميمانند طوطىوار چيزها فراگرفته و همان عبارات سطح كتاب را نميفهمند چون مدّتى بودند خسته ميشوند حوزه را ترك مىكنند اثر آن بيمبالاتى و خوى آن همچنان در ايشان هست بالأخره بمحلّى ميروند و در اشغال كردن مقامات و تصرف كردن در امور برحسب عادت و خوى خود نيز بيمبالاتى ميكنند و خود را عالم معرفى ميكنند و معارضهء با علماء ميكنند از اينجهت كه چند سال در حوزه بوده و مانند اهل
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٤٢