در اختيار و ساختن و راضى شدن به آنچه او مقرّر و حواله فرمايد و او را هم حدّ معينى نيست گاه تنگى ميدهد و گاهى فشار ميدهد و گاهى رفاهيّت ميدهد بر يك حال ثابت نيست لهذا صبر بر آن براى اين بشر ضعيف مخصوصا خ خ اگر آلوده هوا و پرورده تعيّش باشد مشكل است و چون درخور طاقت عموم نيست بر همه واجب نشده ولى جزء كمال بندگى شده و بندگان كامل خدا در اين جهت ميكوشيدند كه اين مرتبه را احراز كنند يعنى كاملا خود را در تحت اختيار حق قرار دهند كه آنچه او براى ايشان پسند كند همان را بخواهند و اين مقام صبر و تسليم و رضا است نهايت در جهت فقر و همچنين است صبر و تسليم و رضا در جهات ديگر از ابتلأت و ما چون اهل اين حرفها نيستيم و فقط بزندگى صورى چشم داريم ( ذالك مبلغهم من العلم ) و بكلّى از خاطره ما رفته كه صبرى هم هست و رضا و تسليمى هم هست و هيچ در آنها فكر نمىكنيم كه صبر يعنى چه و رضا يعنى چه
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٢٧