سخنان ، نميدانم اين سخنان چه اثرى بخشد در آخر شعبان چنانه گفته خواهد شد از كربلا بنجف منتقل شدم براى عيد قربان كه به زيارت آمدم يكروز مطابق هميشه قصد زيارت حرّ كردم چون وارد شدم ديدم مشغول تعميرند صحن را سنگفرش كردهاند حجرات را تعمير كردهاند چند مستراح ساختهاند منبع آبى گذاردهاند لولهكشى كرده و در هر مستراح يك آفتابه مسى زنجير كردهاند بار ديگر آمدم ديدم صداى طق و طق ميآيد معلوم شد مكينهء آب آوردهاند برق كشيدهاند گفتم ها جناب حرّ حالا خوب است و بعد كه بايران آمدم پس از چند سال كه به زيارت مشرف شدم بحرّ رفتم ديدم جاده اسفات شده و حرّ شهريّتى پيدا كرده سكنهء دارد ، دكّاكينى دارد ، خيابانهائى دارد و مشغول تعمير حرم بودند .
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١١٦