چرا خود حاجتم را بر نيارى * كه رو آرم بهركس لا يبالى است
نه آنم من نيازم را كنم بذل * بجز مولى الموالى يا مواليست
( جواد ) آخر نه از زارى كشد دست * تو خود دانى و لطفت خيرخواهى است
ما گنهكاران بدر بار تو رو آوردهايم * صد هزاران ريشه طوس آرزو آوردهايم
بر تو رو آوردهايم * بر تو رو آوردهايم
نيست ما را آبرو نزد حقّ از حسن عمل * دوستدارى شما را آبرو آوردهايم
مانده اميّد و امل * بر تو رو آوردهايم
بس گنه كرديم ديگر روى برگشتن نماند * مانده از هر سو بوجه اللّه رو آوردهايم
سوى نوميدى كشاند * بر تو رو آوردهايم
هرچه ما را آبروئى بود نزد حق برفت * آبروى رفته را اينجا بجو آوردهايم
وزعمل رونق برفت * بر تو رو آوردهايم
چونكه ما را نيست شأنى از عملهاى نكو * اين زيارت را ز اعمال نكو آوردهايم
لايق درگاه او * بر تو رو آوردهايم
جز تو اى شاه خراسان نزد حق اميد نيست * بهترين اميد را بىگفتگو آوردهايم
از تو كس نوميد نيست * بر تو رو آوردهايم