تو شه جهانى ، شاه انس و جانى * اينجهان چو جسم ، وجسم را تو جانى
باب حطّ حق ، بهر عاصيانى * ما برش نداريم ، آبرو شأنى
جز تو بس نداريم الخ
اى ولّى رحمان ، ركن دين و ايمان * حق تو را ستوده ، بهر ما ضعيفان
تا شوى وسيله ، بهر عفو و غفران * مصدر حوائج ، باب فضل و احسان
جز تو بس نداريم الخ
ما كه دردمنديم ، جمله مستمنديم * منقطع ز هر سو ، دل بكس نبنديم
با هزار اميّد ، رو بشه رو نديم * تا مگر ز فضلت ، بار خود به بنديم
جز تو بس نداريم الخ
ما پياده آييم ، از ره تخضّع * يعنى اى شه از ما ، نيست جز تخشّع
بر در تو آييم ، ذلّت و تواضع * بلكه جاننثاريم ، با همه تضرّع
جز تو بس نداريم الخ
اى امام هشتم ، جان ما فدايت * تو شه دو كونى ، ما هه كدايت
ما فقير درگاهيم * بندگان آن شاهيم
سائل يداللّهيم * هان تو و سخايت