ما بينوايان گدا بار گناه آوردهايم * بر درگهت اى شاه طوس آخر پناه آوردهايم
ما را مران از درگهت اى بىپناهان را پناه * هرچند اندر طاعت روى سپاه آوردهايم
هم شرمساريم از گنه هم عذر خواهيم از خطا * عفو از شهان نيكو بود ما رو به شاه آوردهايم
گر از عمل وامانده و از خير دست ما تهى است * ما مغلسان در نزد شه بس اشك آه آوردهايم
اى شافع يوم الجزاء اى منبع جود و سخا * تنها توسّل اى شها مازاد را آوردهايم
ما مانده و در ماندهايم در نزد حق شرمندهايم * بيچارگان رو بر در فضل إله آوردهايم
ما بر اميدى از وطن آواره گشتيم اى شها * رنج پياده بهر تو سوقات راه آوردهايم
اى واى بر ما عاصيان صد واى بر مابيكسان * گر نگرى بر حال ما رنج تباه آوردهايم
حيوان نگردد و از درت مأيوس اى سلطان طوس * منگر كه ما بيچارگان بار گناه آوردهايم
در بارگه قدس حق ما را ز خجلت راه نيست * دست رجا بر ساحت اين بارگاه آوردهايم