سويت از ره دور ، با قدم روانيم * هر طرف دوانيم ، از پى عطايت
ما فقير درگاهيم الخ
ايشه خراسان ، ركن دين و ايمان * باب فضل رحمن ، نيّر هدايت
ما فقير درگاهيم الخ
ما جمله ضعيفان ، سرگرد بيابان * كوه و دشت و ويرانطالب رضايت
ما فقير درگاهيم الخ
اى شهنشه طوس ، آمديم بپابوس * با فغان و افسوس ، اى مه ولايت
ما فقير درگاهيم الخ
اى شاه خراسان نظرى جانب ما كن * ما رو به تو آورده تو لطفى بسزا كن
ما جمله گرفتار بلائيم و تو والى * اى والى ما سعى پى رفع بلا كن
دست بتوسّل زده بر دامن فضلت * اى فضل خداوند تفضّل تو بما كن
از بهر گدائى به درت روى نهاديم * اى حجّت حق عطف توّجه بگدا كن
ما غرق گناهيم و تو معصوم و مطهّر * اى عصمت حق بهر گنهكار دعا كن
ز آن روز كه ما دست توّلا به تو داديم * از غير بريديم تو هم جود و سخا كن
ما از ره دور اينهمه ره سوى تو آييم * از بهر عطاى تو تو شاهانه عطا كن