و يا درمانده و بيچاره مأيوس * و يا شرمنده از جرم گناهيست
بهريك رو كند با آه و زارى * رسد از غيب لطف آنسان كه وافيست
چه سازيم اى خدا ما بينوايان * در اين عصرى كه از هر سو بلائيست
اعادى آن قبور از ما ربودند * ميان قبرشان با ما جدائيست
بيوت فيض را از ما گرفتند * همه محروم از اين فيض خدائيست
بجز قبر امام هشتم اى ربّ * نه ما را ملجاء و اميد گاهيست
امام هشتم اى شاه خراسان * تو مولائى و شأن من گدائيست
اگر در بندگّى من قصوريست * تو را هم لطف بر عالم روا نيست
اگرچه دورم از فيض حضورت * ولى در دل تو را جا و مكان نيست
سلامت من پياپى ميرسانم * سلام لر تو دانى بىطمع نيست
تو خود گو اى ولىّ ما ضعيفان * كه جز تو صاحب و والى ما كيست
اگر تو درد ما در مان نسازى * ز كه خواهيم و بر دست كه جاريست
كسى كز كودكى غير تو نشناخت * كجا با غير او را آشنائيست
كجا زيبد كه با مولاى قادر * كند رو بر كسى كه خود گدائيست
گدا گر بر گدا پيچد ز پستى است * و گر خواهد جز از مولا روا نيست
تو كه اى ذو الكرم اى حجّت حق * بهر امرى ز غيرت بىنيازيست
زيارة الرضا (ع) (فارسى) — صفحة 48
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٤٨