اى برادرجان چه شد پيراهنت * چون ببيند خواهر عريان تنت
هتك حرمت تا چه حدّى داشتند * كهنهاى را بر تنت نگذاشتند
اين دلم سوزد كه قصد اين اناس * هتك تو بودست نى سلب لباس
اى جواد اين غم نه چون ديگر غم است * ديده گر جيحون كنى ز اين غم كم است
( شرح وداع انحضرت ( ع ) و توصيهء او زينبرا به زبان حال و مقال )
رفتم از بَرَت خواهر رُو بنيزه و خنجر * وَعدهگاه در محشر الوداع ايخواهر الوداع ايخواهر
آخرين مقام است اين آخرين سلام است اين * آخرين كلام است اين الوداع ايخواهر الوداع ايخواهر
بعد من مكن زارى با صدا عزادارى * گريه كن كه حق دارى الوداع ايخواهر الوداع ايخواهر
لطمه بر رخت مفراش سينه بهر من مخراش * در برابر اوباش الوداع ايخواهر الوداع ايخواهر
بر زنان تو سالارى كن تفقّد و يارى * جُمله را نگهدارى الوداع ايخواهر الوداع ايخواهر
تو كفيل طفلانى باب اين يتيمانى * بر همه نگهبانى الوداع ايخواهر الوداع ايخواهر
( زبان حال عليا مكرّمه زينب با برادر هنگام وداع )
ما زنان بعد تو اى خسرو خوبان چكنيم * اندر اين دشت بلابى سروسامان چكنيم
ما كه مشتى زن بىصاحب و اطفال يتيم * تو نگوئى كه در اين دشت و بيابان چكنيم
همه رفتند و شدند كشته بشمشير جفا * گر شوى كشته تو ما جمع پريشان چكنيم
پس تو ما را ؟ ؟ ؟ ايشاه زَمَن سُوى حجاز * ما ضعيفان همه با لشكر عدوان چكنيم
ما كجا كوفه كجا شام كجا بزم يزيد * با اسيرى چه و با زجر لئيمان چكنيم
تو كه خود كشته و آسوده شوى از همه غم * ما زنان اينهمه با رنج فراوان چكنيم
گر سرت را بسَر نيزه بهبينيم عيان * يا كه در طشت زر و چوبه خزران چكنيم
كر تنت را به روى خاك ببينيم به چشم * بى سَر افتاده به خون غرقه و عريان چكنيم
بعد از اين زجر اسيرى و پس از آن همه راه * كُنج ويرانه و افغان يتيمان چكنيم