تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
درهاى هر اميدى بر روى من بيتى * بودى تو اى برادر سردار ياورانم عباس نوجوانم سقّاى كودكانم
اندر حرم سكينه با كودكان بىپَر * در انتظار آبند بر رَه نشسته يكسر
برخيز مشك آبى از بهر كودكان بَر * كاز تشنگى بلب شد جانهاى كودكانم عبّاس نوجوانم سقّاى كودكانم
بودى تو اى برادر پشت و پناه زينب * بعد از تو من چه سازم با سوز و آه زينب
گرديده روز روشن شام سياه زينب * شد عزّتش بذلّت با جمله خواهرانم عبّاس نوجوانم سقّاى كودكانم
تا سايهء تو بودى بودى همه بعزّت * اهل حرم بشبها كردند خواب راحت
امشب همه بخوابند جز اهل بيت عصمت * ايمن بخوابد امشت چشمان دشمنانم عباس نوجوانم سقّاى كودكانم
اى نازنين برادر اى يادگار حيدر * هنگام غيرت آمد بر عترت پيمبر
گشته اسير دشمن مشتى زنان بىپَر * گاه رحيل و برخيز اى مير كاروانم عبّاس نوجوانم سقّاى كودكانم

مرثيه به زبان حال و مقال حضرت سيّد الشّهدآء بر سر نعش ابو الفضل

ابو الفضل اى علمدار رشيدم * تو در هر شدّتى بودى اميدم
پس از تو از جهان من دل بريدم * برادر رفتى و پشتم شكستى در اميّد برويم ببستى
تو بودى اى برادر ياور من * سپهسالار و هم آب‌آور من نداند از دلم جُز داور من * برادر رفتى و پشتم شكستى عملدار و وفادارم تو بودى * پناه لشكر و يارم تو بودى بهَر شدّت مَدَدكارم تو بودى * برادر رفتى و پشتم شكستى