أيضا تقرير خطاب انحضرت بأصحاب
گفت اى اصحاب و اى ياران من * هَر كه را نبود گذشت جان و تَن
در هواى مُلك دنيا آمده * پس همى داند كه بى جا آمده
ما صفا داريم و از اهل صَفا * مَكر بر اهل صفا نبود رَوا
هركه فردا باشد اندر اينزمين * كشته گردد در ره دين مُبين
باز گردد هركه را اندر سر است * حُب جان ما را هواى ديگر است
تا كه تاريك است و شب اندر ميان * زود برگرديد رُو بَر خانمان
هركه جانش قابل قُربان نبود * رفت چون توفيقش از رحمان نبود
لطف حق شايستهء ناپاك نيست * سيل فيضش قابل هَر خاك نيست
هر وجودى قابل الطاف نيست * لطف بر ناقابل از انصاف نيست
ابياتيكه حضرت سيّد الشّهداء ( ع ) در شب عاشورا انشاد فرمود و ترجمهء ان
يا دهر افّ لك من خليل * كم لك بالأشراق و الاصيل
من طالب و صاحب قتيل * و الدّهر لا يقنع بالبديل
و كلّ حىّ سالك سبيلى * ما اقرب الوعد من الرّحيل
و منتهى الأمر الى الجليل
افّ بر تو باد اى رُوزگار غَدّار * هستى تو با ياران خويش خونخوار
با هر كه دوست گشتى اى جفا كيش * خونش بريختى چو خصم بد كيش
در صُبح و شام از دوستان كه دارى * هر روز چندين تن كُشى بخوارى
نى قانعى بيار و نى كشى دست * از كشتن ياران و شيمهء پَست