كسى نتوان زند بر اصل اونيش * اگرچه لطمهها بر او زند بيش
نشايد اصل او را كرد نابود * كه اصلش حق و از حق گشته موجود
خصوصا آنكه در ياد حسين است * بيادش شيعه اندر شور و شين است
بهر سال و بهر ماه و بهر روز * ز غمّهايش كشنده آه جگر سوز
نگردد ذكر او هرگز فراموش * بود ورد زبان و سفتهء گوش
ميان شيعه تا نام حُسين هست * نشايد اصل خود را بدهد از دست
نگردد محو هرگز نام آن شاه * فرو ننشيند اين افغان و اين آه
حُسين بعد از شهادت مشعل افروخت * وزين مشعل چه درس عبرت آموخت
عدويش خواست سازد نور خاموش * كند اندر جهان نامش فراموش
ولى كى نور حق خاموش گردد * كجا خون خدا ؟ ؟ ؟ گردد
حديث كربلا و كوفه و شام * نگردد كهنه بر تصريف ايّام
ستمهائيكه شد بر آن جگرگوش * نه آنسان بود تا گردد فراموش
اگر بس كشتن آن شاه بودى * بسا ميشد كه كمتر غم فزودى
امامان جمله از كين كشته گشتند * همه در راه اين دين كشته گشتند
ولى ز ايشان نبود اينسان بخوارى * لب عطشان كنار نهر جارى
پس از كشتن سرش بر نيزهها شد * تنش پامال سمّ اسبها شد
جوانانش همه در خون كشيدند * سر و دست از تن ايشان بُريدند
به روى اهل بيتش آب بَستند * چه كودكها كه از جان دست شستند
بجاى آب حلق شيرخواره * در آغوشش ز پيكان گشت پاره
پس از كشتن بجاى احترامش * زدندى آتش از كين در خيامش
بجاى حرمت اهل حريمش بيازردند اطفال يتيمش * يكى رويش كبود از ضرب سيلى
يكى از تازيانه شانه نيلى
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٣٢