غرق طُوفان بلائيم ز عصيان و گناه * رو بكشتى نجات خاص و عوام آمدهايم
جُز تو ما را نبود نز خدا واسطهاى * بوساطت بأمان خانهء عام آمدهايم
مَظهَر رحمت عامى و تو درياى كرم * دست ما گير كه افتاده بدام آمدهايم
وادى ايمن ما بارگه عزّت تست * ما بدين در پى اصغاء كلام آمدهايم
عرش ما كعبهء ما قبلهء هر حاجت ما * حَرَم تست كه بر طوف و سلام آمدهايم
ايضا التجا و تضرّع به انحضرت
چه شود بخواب من آئى و به تو راز و شكوه سمر كنم * چون طبيب در بر من نشينى و بر رُخ تو نظر كنم
نظرى بلطف و كرم كنى بگداى سائل درگهت * كه بدان نظر همه درد و رنج و الم ز خويش بدر كنم
بكشى تو دست محبّتى بسر و سينه و پيكرم * كه شفا دهد همه علّتم بسپاس عمر بسَر كنم
تو طبيب جسمى و جان همه من بنده بندهء درگهت * نسزد به غير تو رو كنم طلب شفا ز دگر كنم
من از آن زمان كه شكفته شد بسخن روان و زبان من * خط بندگى به تو دادم و همه دم به ياد تو سر كنم
بغلامى تو و بندگىّ تو شهره در همهجا شدم * تو خود آگهى كه بخدمتت ز طريق صدق گذر كنم
منم آن غلام فدائيتكه به يارى تو ستادهام * پى دفع تير عدوى تو دل و جان و سينه سپر كنم
همه علّتم بحقيقت از ره خدمت تو پديد شد * ز چه پس بسوى دگر رَوَم همه آبروى هدر كنم
تو كه سيّد مّنى ار نظر نكنى ببندهء خود بگو * چه كسى نظر كندم و يا بچه رُوبروش نظر كنم
چه بخوانيم چه برانيم تو و سرورى من و بندگى * تو به من هر انچه روا دهى ز تو من نه قطع نظر كنم
به تو اى حسين بحبّتم نه ز راه فضل و عطا بود * چه عطا كنى چه ابا كنى بفراز ديده و سر كنم
بجواد كن نظر ايشها تو نظر مكن بحقارتش * بنگر كه بر نظر تو من كشم آه و ديدهء تر كنم
ايضا در اينمعنى
جز حُسين كيست كه بر ما كند از لطف نظر * كو بود در دو جهان دادرس جنّ و بشر
ما كز ان روز كه زاديم ز مادر آلود * كام ما را بتولّاى حُسين مام و پدر
هر زمان عارض ما شد الم و درد و تبى * بحسين هر دو توسّل زدى با اشك بصر