مرثيهء سرور شهيدان و اظهار شگفت از بقاى كون و مكان
ايكاش آسمان به زمين سرنگون شدى * كاش اى زمين ز محور خود واژگون شدى
اى آفتاب كاش براى سَرِ حُسين * تا دهر بود منخسف و نيلگون شدى
كاش ايفرات از ره شرم از لب حسين * يا خشك گشته يا كه تو درياى خونشدى
يا للعجب حسين شدى تشنه لب شهيد * باز اين فرات جارى و گاهى فرونشدى
قطب فلك ز صد ره زين بر زمين فتاد * باز اين فلك بگردش خود بىسكونشدى
جسم حُسين به روى زمين زير سم اسب * يكدم نه اين زمين ز قرارش بُرون شدى
كاش ايجواد يك سَرِه عالم شدى فنا * آندم كه رُوى سينهء او شمر دون شدى
مرثيه در شكوه از بيدادى قوم شقاوت اثار بر سر و تن و عيال ان بزرگوار
اگر حُسين نه پروردهء خدا بودى * عزيز فاطمه فرزند مصطفى بودى
گرم كه بود سزاوار كشتن از چه تنش * به روى خاك و سرش زيب نيزهها بودى
گرم حُسين سزاوار بود كشتن او * كجا اسيرى اولاد او سزا بودى
عيال او نه مگر دُودمان مصطفوى است * بدودمان نبى كى چنين روا بودى
گهى ببزم شراب و گهى بمحفل عام * گهى بر اشتر عريان بشهرها بودى
تن حسين به روى خاك بىنماز و كفن * كجا بكشتهء مُسلم چنين جفا بودى
سر حُسين بسر نى برابر دف و نى * عَجَب كه سورهء كهفش بلب نوا بودى
بپاى نيزهء او مردمان رَجّاله * چگويم نكه از آنها بر او چهها بودى
جواد شرح شقاوت از اين گروه لئام * فزون ز گفته بود اين چه ماجرى بودى
مرثيه در بيان انكه كشتن انحضرت از روى عناد و حجود و خارج از طريقهء اسلام بود
اى كشته تيغ و تير و خنجر * اى گشته جدا سرت ز پيكر