كه مهمان را كشد با ياورانش * خصوصا شبه پيغمبر جوانش
پس از كشتن كه انيسان چيره گشته * كه تازد اسب كين بر نعش كشته
كه نعشى را فكنده در بيابان * و يا عريان كند آن هم مسلمان
پس از كشتن كه آزارد ز نانش * زند سيلى به روى كودكانش
زند آتش بخرگاه جلالش * كند بىخانمان اهل و عيالش
كه طفلان و زنان داغديده * سوار ناقهء عريان شنيده
كه بشنيده عليل زار و خسته * شتر عريان و دست و پاى بسته
يهودان گرچه كشتندى پيمبر * حريمش را نيازردند ديگر
نكردندى اسير آل رسولان * نگرداندند در شهر و بيابان
بجز اين امّت دور از حق شوم * نكردى اين جفا با هيچ معصوم
شكوه از جور و جفاى روزگار
چرخ را كجمدار يعنى چه * اينهمه كينه كار يعنى چه
ظلم بر آل بوتراب چرا * و اينهمه كارزار يعنى چه
ميكشتى تشنه بر لب دريا * شيوهء نابكار يعنى چه
از پى قتل يك تن تنها * سى هزاران سوار يعنى چه
گر بزرگان بجرم كشته شدند * كشتن شيرخوار يعنى چه
كشته را پايمال سم ستور * بعد از آن افتخار يعنى چه
بفكندى تن حسين عريان * بىكفن اين شعار يعنى چه
كندن كهنه پيرهن كه بدان * كرده خود را ستار يعنى چه
سر سبط رسول بر سر نى * همه شهر و ديار يعنى چه
سوختن خرگهى كه سكنى داشت * چند تن داغدار يعنى چه
عزّت مصطفى اسيرى چيست * بر شترها سوار يعنى چه