لايق درگاهِ او * بر تو رُو آوردهايم
جُز تو ايشاه خراسان نزد حق اميد نيست * بهترين اميد را بىگفتگو آوردهايم
از تو كس نوميد نيست * بر تو رُو آوردهايم
ما بنيانگردى و رنج پياده ميكشيم * يعنى ايشه از تولّاى تو بُو آوردهايم
سردوگرما ميچشيم * بر تو رُو آوردهايم
رُوزوشب اندر بيابان آهوزارى ميكنيم * آه و زارى را مگر نزدت رُفو آوردهايم
بيقرارى ميكنيم * بر تو رو آوردهايم
ما نخواهيم از تو جز بر حق شوى ما را شفيع * التِجا بس بر تو از هر سُوى و كُو آوردهايم
چون نبوديمش مُطيع * بر تو رُو آوردهايم
جُز شما آل نبى را ما ولَى نشناختيم * از طفوليَت بدين درگاه رو آوردهايم
بر شما دل باختيم * بر تو رو آوردهايم
گر نگيرى دست ما را چه روئى با خدااست * زانكه از غفلت كمى ما رُو به او آوردهايم
بَسكه كار ما خطاست * بر تو رُو آوردهايم
اى ( جواد ) الحاح كن بسيار و با زارى بگو * ما گنهكاران بدربار تو رُو آوردهايم
با دو صد خوارى بگو * بر تو رو آوردهايم
اى امام هشتم ما هَمَه گدائيم * شيعه تو هستيم بندهء خدائيم
بر طريق حقّيم پيرو هُدائيم * خارج از همه كيش و از همه جدائيم
جُز تو بس نداريم دادرس نداريم * گر تو هَم برانى هيچكس نداريم
توشه جهانى شاه انس و جانى * اين جهان چو جسم و جسم را تو جانى
باب حطّهء حق بهر عاصيانى * ما برش نداريم آبرو و شأنى
جُز تو بس نداريم الخ