تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
اگر ما بندگان پُر گناهيم * ولى داريم سَرشار از ولايت بنزدت روسياهيم * پُر از نور ولايت
اى والى ملك جهان اى حجّت كون‌ومكان * شاهنشه طوس الأمان ما بندگان را كن نظر بر ما نگر ، بر ما نگر
ما از ره دور آمديم با قلب پرشور آمديم * بر وادى طور آمديم اى نور حق شو جلوه‌گر بر ما نگر ، بر ما نگر
ايشاه خراسان خورشيد امامت * از بَهر گدائى جَمعى ز غلامت با پاى پياده آمد به سلامت * بر ما نظرى كن از راه كرامت هرچند حقيريم در جنب جلالت * ما جُمله فقيريم محتاج نوالت در بندگى حق داريم خجالت * بر ما كرمى كن فرداى قيامت
مولا امام هشتم ، اىدرياى احسان * اى ملجأ درماندگان ، از جنّ و انسان
شاه خراسان * شاه خراسان
ما مانه از درگاهِ ، غفَار الذّنوبيم * آورده رو بر درگهت ، اى باب رحمان
بَس پُر عُيوبيم * شاه خراسان
ما بندگان حضرتيم ، داريم خجلت ، * بر سوز و آه ما نگر ، كن عفو نادان
از جهل و غفلت * شاه خراسان
بنما شافعت نزد حق ، ما عاصيان را * اى شافع يوم الجزاء ، ذو الكفل سُبحان
درماندگان را * شاه خراسان
تو والى ملك جهان ، و آن جهانى * عطف توجه كن بما ، اى قطب امكان
و الا مكانى * شاه خراسان