اى ولىّ رحمان ركن دين و ايمان * حق تو را ستوده بهر ما ضعيفان
تا شوى وسيله بهر عفو و غفران * مصدر حوائج باب فضل و احسان
جز تو بَس نداريم الخ
ما كه درمنديم جُمله مستمنديم * منقطع ز هَر سُو دل بكَس نبنديم
با هزار اميّد رُو بشه رونديم * تا مگر ز فضلت بار خود به بنديم
جُز تو بَس نداريم الخ
ما پياده آئيم از ره تخضع * يعنى اى شه از ما نيست جز تخشّع
بر دَرِ تو آريم ذلّت و تواضع * بلكه جان نثاريم با همه تضّرع
جز تو بَس نداريم الخ
اى امام هشتم جان ما فدايت * تو شَهِ دو كونى ما هَمَه گدايت
ما فقير درگاهيم بندگان آن شاهيم * سائل بد اللّهيم هان تو و سخايت
سُويت از ره دُور با قدم رَوانيم * هر طرف دوانيم از پى عطايت
ما فقير درگاهيم الخ
اى شَهِ خراسان ركن دين و ايمان * باب فضل رَحمان نيّز هدايت
ما فقير درگاهيم الخ
ما جمله ضعيفان ، سَرگرد بيابان * كوه و دشت و ويران طالب رضايت
ما فقير درگاهيم الخ
اى شهنشه طوس آمديم بپابوس * با فغان و افسوس اى مَهِ ولايت
ما فقير درگاهيم الخ