تمام عالم اگر نامهام كنى ندهم * بيك نظارهء رويت تمام ملك دهور
گرم چو جنّت فردوس بىرخ تو دهند * نخواهم همچو جنان و نه همچو حُور و قصور
دل جواد بود زنده آنكه در روزى * رسد بوصل تو آنگه چه باك مردن و گور
عُمر من رفت و ديدهام شد تار * باز در پرده است آن دلدار
آفتابم غروب كرد و هنوز * سَر نياورد تا كنم ديدار
شب عمرم رسيد تا به تمام * ديده در انتظار وى بيدار
جان ز حسرت بلب رسيد و هنوز * نكند خويش را دمى اظهار
هان كه ما بندگان درگاهيم * بنده را خواجه كى كند انكار
ما ستمديدگان درگاهيم * بنده را خواجه كى كند انكار
ما ستمديدگان هجرانيم * به ستمديدگان تو رحمى آر
گرچه ما جُمله معصيتكاريم * ليك داريم بر گنه اقرار
زجر بر مجرمان سزاوار است * ليك ما مىكنيم استغفار
عفو مولاى ما از اين بيش است * كه براند كسى از اين دربار
تا كى از دوست رو كنى پنهان * كى ترا بوده اينچنين رفتار
ما نه ز آندوستان ظاهرئيم * كه نسازند دوستى پا دار
چند روز ار سفر كند محبوب * بزنندى بهَر در و ديوار
سر تمكين بهر كه بسپارند * هر سريرا به خود كنند سَردار
تو بأين خفتهگان جواد بگو * خفته را خفته كى كند بيدار
روزگاريست بسى دور كه شد غيبت تو * كس نفهميد چه سرّيست در اين هجرت تو
اينكه ديديم همَه غيبت تو و هجر تو بود * كى پس از اينهمه غيب است گه وصلت تو
تو كه رفتى و فكندى ببلا ياران را * گرچه دانم بود اين ، غم به تو نى راحت تو