ايشه بحَر و بَر والى ملك جان * صاحب اين زمان الأمان الأمان
صاحب ما توئى والى ما توئى * اى ولىّ نهان الأمان الأمان
تا تو از دوستان رو نهان كردهاى * مرد و زن در فغان الأمان الأمان
روز ما از فراق تو چون شب بود * تيره باشد جهان الأمان الأمان
تا كى و چند بر ريشه دارى پسند * ظلم اين ظالمان الأمان الأمان
ما همَه بىكَسان در كف ناكَسان * از جفاى خسان الأمان الأمان
نيست اندر جهان جز تو كس دادرس * بهَر ما بيكسان الأمان الأمان
تا تو غيبى نداريم ما روز خوش * زين همَه دشمنان الأمان الأمان
دين و احكام دين رفته از مسلمين * كفر گشته عيان الأمان الأمان
دستهدسته ز ايمان روندى بكفر * جمُله پير و جوان الأمان الأمان
اينزمان بيش از هَر زمان شايع است * فِسق و كفر عيان الأمان الأمان « 1 »
مختصر نامى از شيعه باقى باود * ز آن همه شيعيان الأمان الأمان
ظلم و جور و ستم بين جهانگير شد * عدل تا كى نهان الأمان الأمان
تا بكى روز و شب آه و افغان كنيم * دست بر آسمان الأمان الأمان
خودبخخواه از خدايت ظهور فرج * چون توئى اهل آن الأمان الأمان
ما نداريم روئى و نى آبرو * ما همه عاصيان الأمان الأمان
اى شهنشاه عدلگُستر ما * هيچكس نيست جُز تو ياور ما
اى شه منتظر امام زمان * حجّت حق ولىّ و رهبر ما
گرچه از ما كناره بگرفتى * آگهى از صغير و اصغَر ما
داخل جَمعى و برون از جمع * كه تو پوشيدهاى ز منظر ما
همچو يوسف برادران ببينى * ما جهول و تو در برابر ما
هامش
( 1 )رفته هم حرمت دين و ايمان و ما هم * حرمت عالمان الامان الامان