تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
ايشه بحَر و بَر والى ملك جان * صاحب اين زمان الأمان الأمان صاحب ما توئى والى ما توئى * اى ولىّ نهان الأمان الأمان تا تو از دوستان رو نهان كرده‌اى * مرد و زن در فغان الأمان الأمان روز ما از فراق تو چون شب بود * تيره باشد جهان الأمان الأمان تا كى و چند بر ريشه دارى پسند * ظلم اين ظالمان الأمان الأمان ما همَه بىكَسان در كف ناكَسان * از جفاى خسان الأمان الأمان نيست اندر جهان جز تو كس دادرس * بهَر ما بيكسان الأمان الأمان تا تو غيبى نداريم ما روز خوش * زين همَه دشمنان الأمان الأمان دين و احكام دين رفته از مسلمين * كفر گشته عيان الأمان الأمان دسته‌دسته ز ايمان روندى بكفر * جمُله پير و جوان الأمان الأمان اينزمان بيش از هَر زمان شايع است * فِسق و كفر عيان الأمان الأمان « 1 » مختصر نامى از شيعه باقى باود * ز آن همه شيعيان الأمان الأمان ظلم و جور و ستم بين جهانگير شد * عدل تا كى نهان الأمان الأمان تا بكى روز و شب آه و افغان كنيم * دست بر آسمان الأمان الأمان خودبخخواه از خدايت ظهور فرج * چون توئى اهل آن الأمان الأمان ما نداريم روئى و نى آبرو * ما همه عاصيان الأمان الأمان
اى شهنشاه عدل‌گُستر ما * هيچكس نيست جُز تو ياور ما اى شه منتظر امام زمان * حجّت حق ولىّ و رهبر ما گرچه از ما كناره بگرفتى * آگهى از صغير و اصغَر ما داخل جَمعى و برون از جمع * كه تو پوشيده‌اى ز منظر ما همچو يوسف برادران ببينى * ما جهول و تو در برابر ما
هامش
( 1 )رفته هم حرمت دين و ايمان و ما هم * حرمت عالمان الامان الامان