تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
اى والى ملك وجود ايعالم غيب و شهود * اى مظهر قهر ودود اى تيغ حق بشتاب زود
يدادرس ايدادرس الخ
اى وارث خير البشر عالم پُر است از جور و شر * خيرى نبينم در بَشَر از شر چه
ايدادرس ايدادرس الخ
فحشا و منكر فاش شد عالم پُر از اوباش شد * هر كَس پى فرداش شد يا منكر فرداش شد
ايدادرس ايدادرس الخ
معروف را منكر ببين منكر شده معروف و دين * منسوخ ، قرآن مبين اسلام و كفر آمد قرين
ايدادرس ايدادرس الخ
قرآن كه وحى است از خدا چيزى از او نبود بجا * جز اهل مطرب را غنا يا هديه بهر مره‌ها
ايدادرس ايدادرس الخ
اٍيواى عالم تيره عالِم چو جاهل سيره شد * فاسق بمؤمن چيره شد لا مذهبى واگير شد
ايدادرس ايدادرس الخ
ما شيعيان بيچاره‌ايم مقهور هر خونخواره‌ايم * يا از وطن آواره‌ايم يا كشته و صد پاره‌ايم
ايدادرس ايدادرس الخ
اى جانشين مصطفى اى حامى دين خدا * اى بر همه حكمت روا اى دادخواه بينوا
ايدادرس ايدادرس الخ
اى صاحب ما بيكسان اى ناجى بيچارگان * اى هادى گمگشتكان رحمى نما بر شيعيان
ايدادرس ايدادرس الخ
اى امان زمان الأمان الأمان * ايشه انس و جان الأمان الأمان « 1 » تا بكى در پس پرده باشى مقيم * غائب از ديدگان الأمان الأمان
هامش
( 1 ) - بجاى الأمان الأمان العجل العجل نيز ميتوان گفت