تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
تا بكى در پرده هستى از نظر * وقت عدل است اى امام منتظر دين و دنيا و جهان گرديده تار * وقت آن شد تا بر آرى ذو الفقار من نميدانم كه آنشه چون بود * آنقدر دانم دلش پُر خون بود گاه از جور و جفاى دشمنان * گاه از كردار زشت دوستان گاه ميگريد براى ضعف دين * گاه بر تحريف قرآن مُبين گاه ميگريد براى اهل حق * دريد كُفّار بيحسّ و رَمَق گاه دارد ناله و افغان و شين * از براى جدّ مظلومش حُسين ياد آرد از جفاى اهل كين * سر بُريدند از قفا سلطان دين پيكرش در خاك و خون انداختند * اسب بر نعش شريفش تاختند تشنه‌لب كشتند يارانش همه * جُمله اصحاب و جوانانش همه
الأمان ايصاحب الأمر از شرور اينزمان * الأمان اى حجّت حق از جفاى ظالمان صاحب الأمر الأمان * صاحب الأمر الأمان صفحهء رُوى زمين پُرگشته از جور و فساد * تنگ شد عالم براى اهل ايمان الأمان كَس نميآيد بداد * صاحب الأمر الأمان بدعت و فسق و فجور آزاد در مَرئاى ناس * امر دين بايد بود از خلق پنهان الأمان آشكارا بيهراس * صاحب الأمر الأمان هِر گروه و فرقه‌اى دارد شكوهى در جهان * جز قَليلى شيعهء خاص امامان الأمان آشكارا و عيان * صاحب الأمر الأمان خانقاه صُوفيان آباد از غوغاى خلق * مسجد ما شيعيان گرديده ويران الأمان از براى حلق و دلق * صاحب الأمر الأمان بانگ ناقوس نَصارى در بلاد مسلمين * بوق و كشكول و تبرزين‌هاى رندان الأمان
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 223 | الشيخ محمد جواد الخراساني