تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
زدند آتش بباب خانهء او * كبود از تازيانه شانهء او شكست از ضرب در پهلوى زارش * جنينش سقط شد اندر كنارش على را ميكشيدند اهل فتنه * به گردن ريسمان و سَر برهنه پس آنگه سالها در خانه بنشست * بر او حاكم بُدى رجّالهء پَست پس از آن طول مدّت در كمى سال * شدى والى ولى بگسسته احوال تماش در صف جنگ و جدل بود * گرفتار گروه پُر دغل بود دلش از غصّهء دين آب گرديد * در آخر كشتهء محراب گرديد حَسَن را بود غمهاى فراوان * بپاشيدند از دورش نديمان بشوريدند پس بر قصد جانش * زدندى خنجر بُرّان برانش بساط و مال او تا راج كردند * ردار ابر گلويش ميفشردند پس از آن رنج و محنتها كه ديدى * بسى طعن و ملامتها شنيدى در آخر كشتهء زهر جفا شد * سپس نعشش نشان تيرها شد فغان و آه از عظم مصيبت * كه آمد بر حسين از جور امّت بر او و آل او شد تيره ايّام * بدشت كربلا و كوفه و شام سرش از بَهر دين از تن جدا شد * تنش پامال سمّ اسبها شد جوانانش همَه آل پيمبر * شدندى كشتهء شمشير و خنجر علىِ اكبَرش مقتول شمشير * گلُوى اصغرش شد پاره از تير علمدارش دو دست از تن جدا شد * دو دستش مشك آبى را بها شد زنان و دختران و خواهرانش * اسير كوفيان و شاميانش مگو ديگر جواد از آن حقيرى * كه بر ايشان رسيدى در اسيرى

ايضا در تظلّم و شكوه

اى امام عصراى سلطان دين * تا بكى دست خدا در آستين
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 222 | الشيخ محمد جواد الخراساني