بپاى او چه زحمتها كشيدند * براى او چه محنتها بديدند
خم من بهر دين پس از دوره شد * يكى فقدش يكى زحمت تبه شد
اگر شخصى بمال و رنج بسيار بسازد باغى و بنشاند اشجار * اگر بر باغ او آفت رسيدى
دو غم اندر دل او جا گزيدى * يكى بر باغ و يك بر زحمت باغ
ولى بر زحمتش افزون بود داغ * دل من گرچه بر دين داغدار است
غم بيشم برنج بيشمار است * همين دينى كه با محنت به پا شد
دلىّ و سر پرستش در خفا شد * چو كردى باغبان از باغ غيبت
رسد بر باغ از بيگانه آفت * ندانم باغبان دين كجا شد
چسان او بر خرابيش رضا شد * همين دينى كه با خونهاى حلقوم
نمودندش به پا مردان معصوم * الا اى باغبان دين كجائى
چرا از بهَر ترميمش نيائى * بيا بنگر كه چون گرديده ويران
شده اشجار او با خاك يكسان * اگر سويش بيائى يك زمانى
دگر نشناسى او را با نشانى * چسان صرفنظر كردى از اين باغ
كه آبائت بر او ديدى بسى داغ * مَعاذ اللّه چسان بيغم كنى زيست
كه بر حالش همَه دينخواه بگريست * همين دين است كز بهرش پيمبر
چه غمها خورد تا كردش مشجّر * سه سال تام در كوهش مقرّ بود
گرسنه بود و در حبس نظر بود * پس آنگه از وطن آواره گرديد
بغربت رفت و سختيها بسى ديد * بجنگ و فتنه عُمرش رفت يكسر
ز بَدر و احد و هم احزاب و خيبر * چه خونهائى به پايش ريختندى
چه مردانى به خاك آميختندى * دُر دندان آن سَرور شكستند
همش پيشانى اطهر شكستند * پس آنگه نوبت زهرا رسيدى
براى دين چه محنتها كه ديدى
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 221
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٢٢١