تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
بپاى او چه زحمتها كشيدند * براى او چه محنتها بديدند خم من بهر دين پس از دوره شد * يكى فقدش يكى زحمت تبه شد اگر شخصى بمال و رنج بسيار بسازد باغى و بنشاند اشجار * اگر بر باغ او آفت رسيدى دو غم اندر دل او جا گزيدى * يكى بر باغ و يك بر زحمت باغ ولى بر زحمتش افزون بود داغ * دل من گرچه بر دين داغدار است غم بيشم برنج بيشمار است * همين دينى كه با محنت به پا شد دلىّ و سر پرستش در خفا شد * چو كردى باغبان از باغ غيبت رسد بر باغ از بيگانه آفت * ندانم باغبان دين كجا شد چسان او بر خرابيش رضا شد * همين دينى كه با خونهاى حلقوم نمودندش به پا مردان معصوم * الا اى باغبان دين كجائى چرا از بهَر ترميمش نيائى * بيا بنگر كه چون گرديده ويران شده اشجار او با خاك يكسان * اگر سويش بيائى يك زمانى دگر نشناسى او را با نشانى * چسان صرف‌نظر كردى از اين باغ كه آبائت بر او ديدى بسى داغ * مَعاذ اللّه چسان بيغم كنى زيست كه بر حالش همَه دينخواه بگريست * همين دين است كز بهرش پيمبر چه غمها خورد تا كردش مشجّر * سه سال تام در كوهش مقرّ بود گرسنه بود و در حبس نظر بود * پس آنگه از وطن آواره گرديد بغربت رفت و سختيها بسى ديد * بجنگ و فتنه عُمرش رفت يكسر ز بَدر و احد و هم احزاب و خيبر * چه خونهائى به پايش ريختندى چه مردانى به خاك آميختندى * دُر دندان آن سَرور شكستند همش پيشانى اطهر شكستند * پس آنگه نوبت زهرا رسيدى براى دين چه محنتها كه ديدى