تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
پس بياوردند ايشان را بزود * زان حِصار و باره با ذلّت فرود اى چه زشت است اين نزول و انتقال * از پس آن عزّت و جاه و جَلال چون به زير خاك گور اندر شدند * روى گردان از زر و زيور شدند جارچىِّ دهير در دادى ندا * در ندايش كرد با ايشان نوا كُو ، چه شد آن تاج و تخت و آن سرير * زيور و زرها و زربفت و حرير چون شد آن رُوها كه در پنهان شدند * از ميان خلق رُو گردان شدند بهر ايشان ميزدندى پَرده‌ها * ميغنودندى ميان كِلّه‌ها در جواب آن منادى با فضيح * قبرگفتا هان بيا بنگر صحيح در ميان گور آن روها ببين * كه بر آنها ميدود كِرم زمين اى چه بسيار از شراب و از طعام * در جهان خوردند يكعُمرى تمام از پس چندى كه آكّالان بُدند * حاليا مأكول اين كِرمان شدند آن غذاخواران كه خوردندى خوراك * حال گشتندى خوراك كِرم خاك وه چه بسيار از زمان در جمع مال * صرف كردند از حرام و از حلال بهر خود گنج و ذخائر ساختند * از پى اموال هَر سُو تاختند كوچ كردند و نظر برداشتند * آنهمه بر دشمنان بگذاشتند وه چه مدتها بناهاى متين * ساختندى تا بود حِصن حَصين از بنا و خانه‌ها بيرونشدند * منتقل در خانهء ويران شدند حاليا آن مَسكن و مأوايشان * مانده خالى و معطّل جايشان وحشت‌انگيز است از بيصاحبى * نيست از آن راغبينش راغبى ساكنينش رُو بقبرستان شدند * ترك سامان گفته بىسامان شدند از خليفه وقت مرگ كن سئوال * گو كه با مرگت چسان سازى قتال پادشاها كو سپاه و لشكرت * پاسبانت كُو چه شد آن سنگرت