پس بياوردند ايشان را بزود * زان حِصار و باره با ذلّت فرود
اى چه زشت است اين نزول و انتقال * از پس آن عزّت و جاه و جَلال
چون به زير خاك گور اندر شدند * روى گردان از زر و زيور شدند
جارچىِّ دهير در دادى ندا * در ندايش كرد با ايشان نوا
كُو ، چه شد آن تاج و تخت و آن سرير * زيور و زرها و زربفت و حرير
چون شد آن رُوها كه در پنهان شدند * از ميان خلق رُو گردان شدند
بهر ايشان ميزدندى پَردهها * ميغنودندى ميان كِلّهها
در جواب آن منادى با فضيح * قبرگفتا هان بيا بنگر صحيح
در ميان گور آن روها ببين * كه بر آنها ميدود كِرم زمين
اى چه بسيار از شراب و از طعام * در جهان خوردند يكعُمرى تمام
از پس چندى كه آكّالان بُدند * حاليا مأكول اين كِرمان شدند
آن غذاخواران كه خوردندى خوراك * حال گشتندى خوراك كِرم خاك
وه چه بسيار از زمان در جمع مال * صرف كردند از حرام و از حلال
بهر خود گنج و ذخائر ساختند * از پى اموال هَر سُو تاختند
كوچ كردند و نظر برداشتند * آنهمه بر دشمنان بگذاشتند
وه چه مدتها بناهاى متين * ساختندى تا بود حِصن حَصين
از بنا و خانهها بيرونشدند * منتقل در خانهء ويران شدند
حاليا آن مَسكن و مأوايشان * مانده خالى و معطّل جايشان
وحشتانگيز است از بيصاحبى * نيست از آن راغبينش راغبى
ساكنينش رُو بقبرستان شدند * ترك سامان گفته بىسامان شدند
از خليفه وقت مرگ كن سئوال * گو كه با مرگت چسان سازى قتال
پادشاها كو سپاه و لشكرت * پاسبانت كُو چه شد آن سنگرت
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٢١٨