تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
چيزى نيافتند و ديدند كه آنحضرت در حجره‌اى در به روى خود بسته و جامه‌اى از پشم بر تن كرده و بر روى خاك نشسته متوجّه به قبله مشغول خواندن قرآن است آنحضرت را بهمانحال برداشته و بنزد متوكّل آوردندو كيفيّت را گفتند متوكّل بزم شراب نهاده و جام شراب در دست داشت كه در همانحال آنحضرت بر او وارد شد چون چشمش بآنحضرت افتاد او را هيبت گرفت توقير از آنحضرت نموده و آنحضرت را در پهلوى خود نشانيد جام شرابى كه در دست داشت به آنحضرت تعارف كرد فرمود و اللّه ما يحامى لحمى و دمى قطّ فاعفنى به خدا قسم هرگز شراب با گوشت و خون من مخلوط نشده مرا معاف بدار پس آنحضر را معاف داشت ولى چون اهل بزم شراب شعرخوانى و غنارانى را در بزم خود دوست دارند گفت پس اكنون كه شراب نميخورى شعر براى من بخوان فرمود انّى قليل الرّواية بالشّعر من كمى شعر حافظم گفتم چاره‌اى نيست هرچه باشد پس حضرت شش بيت اوّل از ابياتى كه ذكر مىشود خواند ولى در مروج الذّهب مطبوع طبع مصر نه بيت ذكر كرده پس متوكّل جام شراب كه در دست داشت بر زمين زد و چنان گريست كه محاسنش از اشك چشمش تر شد و همهء حضّار نيز گريستند و عيش متوكّل در روزش منتقض بود آن ابيات با بقيّهء آنچه در ديوانست اينست :
با توا على قلل الأجبال تحرسهم * غلب الرّجال فلم ينفعهم القلل و استنزلوا بعد عزّ عن معاقلهم * الى مقابرهم يا بئس ما نزلوا ناداهم صازح من بعدد فنهم * اين الأسّرة و التّيجان و الحلل اين الوجوه الّتى كانت محجّبة * من دونها تضرب الأستار و الكلل فافصبح القبر عنهم حين سائك هم * تلك الوجوه عليها الدّود تنتقل قد طال ما اكلوا يها و ما شربوا * فأصبحوا بعد طول الأكل قد اكلوا و طال ما كنزوا الأموال و ادّخروا * فخلّفوها على الأعدآء و ارتحلوا و طال ما شيّدوا دورا لتحصنهم * ففارقوا الدّور و الأهلين و انتقلوا اضحت مساكنهم وحشا معطّلة * و ساكنوها الى الأجداث قد رحلوا
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 216 | الشيخ محمد جواد الخراساني