تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
تا بر همه اشرار عَلَمدار برآمد * قطب همگان شد آندم كه شد از درگه حق رانده و مطرود * وا مانده و مردود فكرش به تشكّل شد و مكّار برآمد * اشكال عيان شد گه شد ببَر آدم و حوّا پى اغوا * آن طاغى مردود تلبيس‌كنان در دهن مار برآمد * وارد بجنان شد گه هَمدم قابيل شد و يارى او كرد * بر كشتن هابيل گه بر مَدَد شهوت فجّار برآمد * هَر فسق عيانشد با نوح در افتاد بشور اندر بر او قوم * آندشمن عيّار او بود كه اندر پى آزار برآمد * از سنگ‌زنان شد قيدار شد و عاقبت آن ناقهء صالح * پى كرد ز كينه او بود كه در داخل قيدار برآمد * تا كار چنانشد بر ضدّ خليل آن بت عيّار كمر بست * در هيكل نمرود هيزم‌كش آن آتش بسيار برآمد * آتش چو جنان شد شد دشمن يعقوب و بر او موج بلا ريخت * در فُرقت يوسف تا كور شد و بخت دگربار برآمد * گم گشته عيانشد بر يوسف صدّيق حَسَد بُرد و بتمهيد * در چاه فكندش حق خواست كه در مصر ملك‌وار برآمد * بر رغم خسانشد حقّا كه همو بود كه ضدِّ يدِ بيضا * فرعون‌صفت شد او بود نه آن قوم كه سحّار برآمد * سحرش ز ميانشد او بود كه آواز ز گوساله برآورد * شد رهزن قومى خود ساخت و با سامرى همكار برآمد * خود سجده‌كنان شد آئين يهوديّت از او گشت نمودار * در امّت موسى
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 210 | الشيخ محمد جواد الخراساني