تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
گر عذابم بر گنه سازى رَوا * ور ببخشائى تو بر بخشش سزا
اليك ربّى لا الى سواكا * اقبلت عمدا ابتغى رضاكا اسئلك اليوم بماد عاكا * ايّوب اذ حبلّ به بلاكا اين يك منّى قد دنا قضاكا * ربّ فبارك لى فى لقاكا

( ترجمه )

سُوى تو رُو كرده‌ام اى كردگار * تار ضايت جويم اى پروردگار رُو بدرگاه تو آوردم نياز * گشته‌ام از ما سوايت بىنياز مقصدم در اين توجّه ايخدا * جز رضايت نيست شو از من رضا از تو دارم يك سئال اى ذو الكرم * خواهمت منّت گذارى بر سرم در پس اين مطلبم اى كردگار * آه و زارى ميكنم ايَوب‌وار آن دعائيرا كه آن ايّوب زار * خواند در كشف بلا در اضطرار من همى خوانم ز بهر حاجتى * آنكه سازى وقت مرگم منّتى چون قضاى مرگ آيد بر سَرَم * چون شود نزديك روز آخرم كن مبارك مرگ را بر روى من * در لقاى خود نظر كن سوى من الهى لا تعذّبنى فانّى * مقرّ بالّذى قد كان منّى و ما لى حيلة الّا رجآئى * بعفوك ان عفوت و حسن ظنّى فكم من ذلّة لى فى الخطايا * عضضت انا ملى و قرعت سنّى يظنّ النّاس بى خيرا و انّى * لشرّ النّاس ان لم تعفر عنّى و بين يدىّ محتبس طويل * كأنّى قد دعيت لها كأنّى

( ترجمه )

اى خداى من مرا منما عذاب * بر خطاى من مرا منما عقاب زانكه من اقرار دارم بر گناه * آنچه از من سَر زدى هستم گواه