گر عذابم بر گنه سازى رَوا * ور ببخشائى تو بر بخشش سزا
اليك ربّى لا الى سواكا * اقبلت عمدا ابتغى رضاكا
اسئلك اليوم بماد عاكا * ايّوب اذ حبلّ به بلاكا
اين يك منّى قد دنا قضاكا * ربّ فبارك لى فى لقاكا
( ترجمه )
سُوى تو رُو كردهام اى كردگار * تار ضايت جويم اى پروردگار
رُو بدرگاه تو آوردم نياز * گشتهام از ما سوايت بىنياز
مقصدم در اين توجّه ايخدا * جز رضايت نيست شو از من رضا
از تو دارم يك سئال اى ذو الكرم * خواهمت منّت گذارى بر سرم
در پس اين مطلبم اى كردگار * آه و زارى ميكنم ايَوبوار
آن دعائيرا كه آن ايّوب زار * خواند در كشف بلا در اضطرار
من همى خوانم ز بهر حاجتى * آنكه سازى وقت مرگم منّتى
چون قضاى مرگ آيد بر سَرَم * چون شود نزديك روز آخرم
كن مبارك مرگ را بر روى من * در لقاى خود نظر كن سوى من
الهى لا تعذّبنى فانّى * مقرّ بالّذى قد كان منّى
و ما لى حيلة الّا رجآئى * بعفوك ان عفوت و حسن ظنّى
فكم من ذلّة لى فى الخطايا * عضضت انا ملى و قرعت سنّى
يظنّ النّاس بى خيرا و انّى * لشرّ النّاس ان لم تعفر عنّى
و بين يدىّ محتبس طويل * كأنّى قد دعيت لها كأنّى
( ترجمه )
اى خداى من مرا منما عذاب * بر خطاى من مرا منما عقاب
زانكه من اقرار دارم بر گناه * آنچه از من سَر زدى هستم گواه